کو تا بهار ..؟ من، آخرین برگم نگهم دار ...
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی
حالم خوب میشد اگر یک هدیه بی مناسبت میگرفتم، حالم خوب میشد اگر پستچی یک پاکت نامه می آورد برایم، حالم خوب میشد اگر کسی مرا نقاشی میکرد یا یک بار هم لب یک حوض، سیب میخوردم! حالم خوب میشد اگر کسی زنگ خانه ما را میزد و میگفت تمام شد اوقات تلخی هایتان! حالم بهتر میشد اگر هیچکدام از اینها نبودند و تو بودی...
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی
به امید رویای بوسیدنت به عشق تو چشمامو خواب میکنم اگه صد دفعه باز به دنیا بیام میدونم تورو انتخاب میکنم
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی


عشق همین است،
همین که تو چاقویی هستی
که من دائما در زخم هایم
پیچ و تابش می دهم...
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی


عجیب است که گاهی
رفتنِ یک نفر را برای چند لحظه تماشا میکنی ،
و بعد از آن ،
یک عمر از تمام آمدنها بیزار میشوی ...!
انگار بعضیها
آنقدر قدرت دارند که میتوانند با یک بار رفتنشان ،
تمام دنیا را در چمدانی با خودشان ببرند ...
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی


مرا خواب کن !
زیر یک شاخه...
دور از شبِ اصطکاکِ فلزات!
اگر کاشفِ معدنِ صبح آمد
صدا کن مرا...
و من در طلوعِ گلِ یاسی
از پشتِ انگشت های تُو
بیدار خواهم شد ...
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی

در خلاء رها شدهام
مثل انگشتانم در سوراخ های جیب.....
ببین!
چگونه نبودنت
فقر و بی پناهی را رقم می زند
از سرما می لرزم
در هوای تابستان ...
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی


من سال هاست بعد ِ تو مُردم ولی هنوز
عطرت که می وَزد کفنم تیر میکشد ...
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی
![]()
بدون تو
پائيز هم آمد ؛
و هيچى بدتر از اين نمى شود ...
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی


اولین دوست داشتن را هیچ کس
فراموش نمیکند..
اما اگر پسر باشی همه چیز
تلنبار میشود در خودت
تا سالها بعد
دخترت که نشست روی پاهایت
و موهای بافته شده اش را
نشانت داد
یکباره فرو بریزی و چشم بگذاری
لای موهایش تا نبیند
آب شوری که می غلتد روی
سرزمین گونه ات..
و غم آلود بگویی
اولین دوست داشتن را هیچکس...
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی

آنجا را نمیدانم
اما اینجا بی تو ،
بدون آغوشت
خیابان به خیابان ،
برگ به برگ
پاییز به شدت دارد
اتفاق میافتد!
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی
ما هر کسی را طوری میکُشیم
بعضیها را با گلوله،
بعضىها را با حرف،
بعضیها را با کارهایی که کردهایم،
و بعضیها را با کارهایی که تا به امروز برای آنها نکردهایم!
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی
همه میگن که تو رفتی همه میگن که تو نیستی
همه میگن که دوباره دل تنگمو شکستی
دروغه ...
چجوری دلت می اومد منو اینجوری ببینی
با ستاره ها چه نزدیک منو تو دوری ببینی
همه میگن که عجیبه اگه منتظر بمونم
همه حرفاشون دروغه تا ابد اینجا می مونم
بی تو و اسمت عزیزم اینجا خیلی سوت و کوره
ولی خب عیبی نداره دل من خیلی صبوره
صبوره ...
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی
صبح هایم را بخیر کن
بی هوا زنگ بزن بگو دلتنگی
بگو میخواهی ببینی مرا
بگذار یکبار هم که شده
جمله ی دل به دل راه دارد را
با تمام وجود احساس کنم!
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۶ساعت 13:47 توسط آدم الکی| |
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی
نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۳۹۶ساعت 10:16 توسط آدم الکی| |
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی