آن ور دنیا ...
به شانه هایت بیاموز...
هنوز خیلی زود است که
جا خالی دهند و به عمق تنهایی هایم پرت شوم.
کَمی بِمان. این مجنونِ به ظاهر آرام،
دیوانه وار اعتیاد دست هایت را دارد.
کَمی حالم را نوازش کُن.
موهایت را برایم بباف.
زندگی کُن. من در اوج دوریمان، بی نهایت نزدیکی ات را حس میکنم
تو فقط از آن ور دنیا آغوشت را باز کن.
من خودم نزدیکت می آیم
چه آسان، چه سخت باشد ...
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۶ساعت 9:1 توسط آدم الکی| |
برچسب:
نویسنده: مهران رحیمی