شب ...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:03
شب ... شبهیچ وقتبرای ماشب نبود..!نامادریِسنگدلی بودکه با خاطرات،ما راهر شبکتک می زد..! نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 2:28 توسط آدم الکی| |
دوستت دارم ...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:03
دوستت دارم ... "دوستت دارم"و اين را فقط منی ميدانم كه ديگر ندارمتو باید وانمود کنم که دوستت ندارمو تو نميدانینبودنت چه بر سرم آوردهو نخواهی دانست شده ام قاتلِ لحظه های خود"دوستت دارم"چونان یک اعدامی در لحظاتِ آخر زندگی اشپای چوبه یِ دارهمانند شنا نابلدی در حالِ غرق شدنهمانقدر اميدوارو نااميدهمانقدر ...
فقط ...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:03
فقط ... بعضی گریه ها شعـر نمیشوندموسیقی هم همینطور !بعضی درد ها را نمیتوان نوشتنمیتوان سـرود ..بعضی بغض هامیانِ اینهمه شعربه هیچ صراطی مستقیم نیستند ! به گمانمبعضی جاهافقطباید مُـرد ... نوشته شده در جمعه ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:45 توسط آدم الکی| |
کلاغ ها ...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:03
آخرین خزعبلات ذهن پریشان من ... ببخشید که یه خورده بدون وزن و قافیه است ... و من شبیه کلاغ هابه کنجِ خلوتِ باغ هانشسته ام به چناریشکسته دل ز فراق هانه جان به تن، نه امیدینه روشنی، نه سپیدیو شهر پُر ز چراغ هاو من شبیه کلاغ ها سکوتِ من همه حرف استو شاخه ها پرِ برف استجهنم است به گمانماز این هجوم نفاق ...
دلم تنگته ...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:03
دیشب خیلی درد میکرد ... اونقدر که دیگه نفس کشیدنم سخت شده بود ... دوتا دستمو انداختم دورش و تا میتونستم فشارش دادم ... دیگه چشمام داشت سیاهی میرفت ... جای انگشتام هنوز روش هست ... نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 9:52 توسط آدم الکی| |
چه کسی ؟
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:03
چه کسی ؟ بیشتر می خوابم تا کمتر زندگی کنم. شبیه خودم، در اتاق خودم، در پیراهن خودم، با مکث های خودم.مگر چه کسی قرارست بفهمد که دلیل سرگیجه ها و گرفتگی صدایم از نئشگی این قرص هاست یا از باران سه نیمه شب؟چه کسی قرارست عطر مورد علاقه ام را ببوید؟ فیلم مورد علاقه ام را ببیند؟ غذای مورد علاقه ام را بچشد؟...
خواب ...
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:53
چقدر بی تواز خواب بپرمشیشه آب را سر بکشمچیزی از پنجره بپرسم؟چه بپرسم دیگر؟ خواب مرا نمی بردمی آورَدتو را می آورَدبی آنکه باشی . . . [ پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 12:25 ] [ آدم الکی ] [ ]
مزاحم نشو ...
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:53
مزاحم نشو ... آنقدر دلم برایت تنگ شده که حاضرم زندگی ام را بدهم فقط یک بار دیگر صدایت را بشنوم...کنج این اتاق مینشینمهی شماره ات را میگیرم...بلکه جواب دهی بگویی جانم...اما هر چی این لعنتی زنگ میخورد جواب نمیدهیاصلا یار جانم......تو جواب بده بگو شما؟؟نمیشناسمتان...!!اصلا جواب بده کلی ناسزا تحویلم بده
حرفهای تو ...
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:53
حرفهای تو ... رفتمنخواست که بمونمصدایم نکردنگفت : نرو، برگرد !و من رفتم !رفتم به سوی تنهاییو انتظار شنیدن صدای اوکه بگوید دوستت دارم برگرد . . . [ سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 4:30 ] [ آدم الکی ] [ ]
نمک روی زخم ...
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:53
سه شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت: 2:27 توسط:فراموشم کردی نازنین... انگارآن برگ زردی بودمکه به التماس ِ ماندنبه درخت زندگی چنگ می انداخت...پر از هوای افتادنم این روزها.. [ سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 23:7 ] [ آدم الکی ] [ ]
گاهی ...
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 5:22
گاهیآدم دلش فقطیک دوستت دارم میخواهدکه نمیرد!
...
-
تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 5:22
صبح ظهرشبصبحظهرشب...کپسول های نبودنت را سر وقت میخورم نگران نباش...
آفتاب ...
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 18:19
اینم شعر تولد پارسالت، که البته با یکی دو ماه تأخیر بهت دادم ... صبح شد،اندوه از چشمان غمبارم پریدشاپرک بر روی ماهت بوسه ای کرد و پریدغنچه نشکفته از شوق وصال روی توخنده ای بر پلک های نازکت کرد و پرید قاصدک کز این خبر سرگشته و حیران شدههمچو مجنون بی خبر،عزم سفر کرد و پرید قمری پر بسته از کنج قفس بیدا
فکرش را بکن ...
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 16:13
فکرش را بکن ... فکرش را بکن؛بگویی صبر کن تا دکمه های پیراهنت را خودم ببندم...سرم را بالا بگیرم و تو شروع کنی به بستن؛از پایین تا بالا یکی را جا بیندازی.اخم کنم!مرا ببوسی...و با خنده بگویی دوباره !فکرش را بکن؛بگویم بنشین تا ناخن هایت را خودم لاک بزنم !از راست به چپ یکی را جا بیندازم.اخم کنی!ببوسمت......
جای خالی ات ...
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 16:13
جای خالی ات ... u200eامـروز نبودی اما خیلی چیزها بودu200eمـــن بودمu200eبـــــــاران بودu200eچـــــــــتـــر بودu200eبغـــــــــــــــض بودu200eهـمراه همیشگی ام هم بودu200eجای خالیـت را می گویم ... [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 19:37 ] [ آدم الکی ] [ ]
نگار ...
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 16:13
از این به بعد سعی میکنم بیشتر شعرای خودمو بذارم...امیدوارم دوست داشته باشی فقط ... صبح من رخ بنما٬موسم وصل یار استدل پژمرده ی من همچو گلی بیمار استتو بکش بر سر من دست نوازش ای دوستدیده ام خیس و تنم خشک و دلم تبدار است سالها دل به تماشای نگاهت هر روزپشت آن طاق فلک منتظر دیدار است پلک برهم نزد و خیره
باجه ...
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:18
باجه ... قرار نبود برگرددقرار بود نرودمن اما پشت به تمام این قرار هااحساس میکنمهنوز یک نفر دارد با من خداحافظی می کندپشت تمام گوشی های تلفنیکه از باجه آویخته است ... [ سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 12:32 ] [ آدم الکی ] [ ]
بغض
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:18
خواب ماندم لحظه ای،دنیای من تاریک شدماه شب های سیاهم،مثل مو باریک شد من نفهمیدم چگونه پلک هایم وا نشدیا که در رؤیای من فصل پرستوها نشد رفته بودی تو،تمام هستی من رفته بودجان من از عضو عضو پیکرم در رفته بود خواب بودم یا که بختک روی جسمم خفته بوددرد می کرد استخوان هایم،زبانم بسته بود گوش هایم سوت میزد،
گور ...
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:18
شبها بنظرم اطاقم کوچک میشود و مرا فشار میدهد ... آیا در گور همین احساس را نمیکنند؟ آیا کسی از احساسات بعد از مرگ خبر دارد؟
ستاره ...
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 13:27
در آسمان ملولستاره ای می سوختستاره ای می رفتستاره ای می مرد ... تمام شب آنجاميان سينهء منکسی ز نوميدینفس نفس می زدکسی به پا می خاست کسی تــو را می خواست .. [ پنجشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 21:7 ] [ آدم الکی ] [ ]